X
تبلیغات
رایتل

خزان عمر
یکشنبه 12 مهر 139418:44
خیلی ها در جوانی میمیرد اما در کهن سالی به خاک سپارده میشوند
مرگ یک انسان وقتی است که دیگر حتی باران هم دوست نداشته باشی
گاهی اوقات سردی وسوز پاییز جسمت که هیچ دلت راهم سرد میکند
وقتی که برگ های زرد رنگ پریده گی زندگی ات را به رخت میکشند
دیگر زنده نیستی 
مرگ واقعه ای انجاست که هیچ اشکی دلت را نمیلرزاند خودت هم اشکی نداری
درست شبیه یک رباط
وقتی که عشق نیست هوایی که دونفره صدایش میزنند برایت بی تفاوتی میاورد نه اشکی و نه لبخندی نه حتی بغضی
 اصلا حتی بودی خاک نم خورده بعد از باران هم برایت بی معنا میشود
ومرگ یعنی روحی که از دست میرود

نوشته:R.SH
پی نوشت:دلم از خیلی چیزا گرفته 
این دلنوشته رسما حال امروز
 (عشق که نباشد باران بر سرت پتک میشود ونفس هایت خفه ات میکنند)
بعدا نوشت:از زمین وزمان شاکی هستم 
کاش میشد کمی فریاد زد 
rezvan نظرات (5)